یک دختر ایرانی

دين!

سلام
امروز بعد از اينکه رفتم آفلاين يه کم رقصيدم و بعد هم رفتم خوابيدم و ساعت ۸ از خواب بلند شدم؛ از دست خودم خيلی عصبانی هستم؛ احساس بيهودگی ميکنم. بعد از اينکه از خواب بلند شدم يه کم سيبزمينی سرخ کردم؛ ميدونيد من تو فاميل و دوست و آشنا و کلا پيش همه به تنبلی خيلی معروفم يعنی دوستام هم که ميان خونمون بايد خودشون غذا درست کنن برا خودشون و اصلا بهتر از من میدونن که چیزای غذا درست کنی کجان؛ ايران هم که بوديم نعل اسب و يه عالمه از اين رستورانها اطرافمون بودن و ديگه طوری شده بود که حتی صدای ما رو همشون ميشناختند و نگفته غذا رو می آوردند ؛خلاصه اين سيبزمينی که من درست کردم انقدر خوشگل و خوشمزه شد که خودم هی از خودم تعريف کردم و از اين حرفا.
بعد از اون هم با باباجان رفتيم که مثلا بدويم؛ بعد هم که برگشتيم با برادرم دعوام شد يه کم بش فحش دادم و بابام هم اول اون و دعوا کرد و بعد هم اومد به من گفت يه دختر نبايد حرف بد بزنهمنم حسابی جوش اوردم از دستش؛ ميدونيد از آدمايی مثل بابام که اين همه تفاوت بين دختر و پسر قائل ميشن بدم مياد.خيلی هم زياد بدم مياد؛ الانم که دارم بابام و نگاه ميکنم اعصابم از دستش داره داغون ميشه و هی تو دلم دارم بش فحش ميدم.
راستی میدونید یه عزیزی برام دررابطه با مطلب جن و روح یه پيغام گذاشته بود و بم گفته بود که قرآن و نهج البلاغه بخونم؛ بعد من فکر کردم که دین من چیه؟؟؟؟بعد به این نتیجه رسیدم که من دین ندارم اصلا؛ بعد دیدم اصلا درک نمیکنم که چرا آدما یه دین خاصی و انتخاب میکنن؟؟؟؟؟؟؟بعد دیدم درسته که من مسلمون نیستم(تو شناستنامه مسلمونم) ولی حضرت محمد و علی را به عنوان انسانهایی که در یک برهه ای از زمان یه تغییر عظیمی در تاریخ ایجاد کردند و همینطور به عنوان انسانهای برجسته و نیکو کار قبول دارم پس خوشحال میشم که بدونم تو کتاباشون چی در این باره نوشتند.
میدونید چند وقت پیش داشتم با یکی از دوستام هم در این مورد حرف میزدم که بحث کشیده شد به اسلام(یعنی از اونجا هم شروع شد) و نماز و اینا بعد ازش پرسیدم که چرا نماز میخونن؟گفت برای تشکر از خدا! من گفتم اگر غرض تشکره که هر کی هر جوری میخواد میتونه تشکر کنه مثل چند تا از نامه هایی که بچه ها به خدا نوشته بودند و من تو نوشته قبلی گذاشتمشون؛ بعد دوستم گفت ما نماز میخونیم چون تو قرآن اینطور نوشته بعد بش میگم کجاش نوشته چه طوری؟؟؟میگه چون نمیدونیم کاری و میکنیم که همه میکنن!!!!!!!!!!!!!!!بعد هم برام یه داستان تعریف کرد که یه جادوگر بوده که تو آب شعر یه چیزی میریزه و مردم دیوانه میشن و بعد پادشاه و وزیراش هم برای اینکه بتونن حکومت کنن از اون آب ميخورند و سالها بر اون شهر حکومت ميکنن؛ و بعد هم با اين مثال گفت که حتی اگر همه خودشون و تو چاه بندازن کار عقلانه اينه که ما هم خودمون و تو چاه بندازيم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
راستی امروز یکی بم گفت که آهنگ فروزن مدونا(که فکر کنم همتون شنیده باشینش) ترجمه شعر مولانا بوده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! آره؟؟؟؟؟؟؟؟
به هر حال وراجيهام زياد شد.
موفق باشيد.
+ Persian Girl ; ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢ امرداد ،۱۳۸۱
comment نظرات ()