یک دختر ایرانی

از سر کار مامانم

سلام
الان سر کار مامانم هستم؛بازم برای اون سايت اومدم اينجا؛ امروز ساعت ۱۰ از خواب بلند شدم؛ دوش گرفتم و تا صبحونه خوردم ديگه خيلی دير شده بود و تند لباس پوشيدم و اومدم و به بابام هم گفتم که برام لباسهام و اتو کنه؛بعد هم که اومدم اينجا ديدم که اون عکسها و فايلهايی که گذاشتم نصفشون باز نميشند؛يه ۲ روزی ميشه که هرچی عکس يا فايل اينجا ميذارم فقط ۴ يا ۵ ساعت اول باز ميشن و بعدش کار نميکنن و مجبور ميشم از دوباره آدرسش و بذارم.
ديشب خواب ايران و ديدم؛ خواب ديدم رفتيم شمال(جواهرده)؛کلی دلم تنگ شد؛ تو خوابم همه دوستام و فاميلهام واينا بودند.تازه تو خواب کوه هم رفتم.خلاصه يه عالمه دلم تنگ شد.
الان هم بايد برم که اون سايت را تموم کنم؛هنوز اون فرم را پيدا نکردم.
موفق باشيد.
+ Persian Girl ; ۱۱:۳٢ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٦ امرداد ،۱۳۸۱
comment نظرات ()