یک دختر ایرانی

آخرین روز هفته

سلام
راستش الان زياد وقت ندارم که بنويسم فقط تند تند يه سری چرت و پرت مينويسم.
امروز صبح با هزار تا لگد و مشت و داد و بيداد و خلاصه کلی بازی ساعت ۱۰ بيدار شدم و يه دوش گرفتم و تا اومدم که آماده شم ساعت شده بود ۱۱ و تند تند صبحونه نخورده با مامانم رفتم سر کارش.
بعد اونجا من نميدونم چه غلطی کردم که پام و اونجا ميذارم مشتری شروع ميکنه به اومدن و خلاصه من و يکی از دوستام؛ يعنی دختر دوست مامانم نشستيم که فلاير ها رو درست کنيم و آخر سری هم فهميديم که قبلا فلاير قبلی و رو يه فلاپی سيو کردند و فقط يه کم بايد قيمت ها رو تغيير داد و اون فلاپی هم دست يکی از دوستاشون بود که گفت خودش هر تغييری لازم باشه و توش ميده.
اينطوری شد که ما اونجا بيکار شديم؛بعد نميدونم چه جوری حرف به گوش و اينا کشيده شد که من گفتم ميخوام که گوشم و سوراخ کنم؛ البته گوشم سوراخ داره ولی فقط دو تا؛ من ميخواستم که بالای گوشم و سوراخ کنم(خيلللللللللليييييييييييييي با حاله)ولی دوست مامانم گفت که درد ميگيره اونجا و برای همين بالای سوراخ قبلی يه سوراخ ديگه زدم؛ اولش يه کم درد گرفت ولی خوب بعدش خيلی باحال شد و خلاصه کلی خوشم اومد.
بعد هم همينطوری ول گشتيم اونجا و خورديم و بعد هم که داشتيم ميومديم خونه با مامانم رفتم و از کوست پلاس ورلد مارکت(Cost Plus World Market) يه اپلیکیشن گرفتم؛ حالا هم مامانم داره استراحت میکنه و بعد از اون میخوایم بریم مال که ببینیم اونجا چیزی برام پیدا میشه یا نه؛‌ میدونید دیشب یه عالمه آنلاین بودم و کلی دوستام و اذیت کردم؛ بعد هم که اومدم و هنوز هیچ میلی یا چیزی و چک نکرده اومدم اینجا که ببینم چه خبره.
از همه اونهایی که جواب سوالم و در مورد چنج کردن فرمت داده بودند ممنون؛ راستش همه اونها رو غیر از اون فتو شاپه امتحان کرده بودم و وقتی که میخواستم آپلود کنم هی ارور میداد که اینولید است.
راستش یک عزیزی که نه ایمیلش و گذاشته بود و نه یو آر الش رو گفته بود و فقط گفته بود که همسایس گفت که این وبلاگ و کجا ثبت کردم و راستش من فقط میدونم که این و تو لیست وبلاگها گذاشتم.
الان دیگه باید برم مال بعدا میام بقیش و مینویسم.
راستی يکی از عکسهايی که از جواهر ده گرفتم و لينکش و گذاشتم که باز نميشه مثل اينکه اينه:

+ Persian Girl ; ٥:۳٩ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۱٤ امرداد ،۱۳۸۱
comment نظرات ()