یک دختر ایرانی

من؛انسانی ديگر

سلام
امروز بعد از اينکه آفلاين شدم؛ با مامانم اينا کلی دکوراسيون خونه رو عوض کرديم؛ اول که جای کامپيوتر و عوض کرديم و بعد هم جای تلويزيون حال و همينطور مبلها رو هم عوض کرديم و خلاصه کلی انسان ديگری شديمبعد هم يه عالمه رقصيدم؛به قول مامانم از بيکاری رقاص شدم.خلاصه بعد از اينکه کلی رقصيدم و اينا نشستم و سی دی هام و يه سر و سامونی دادم و بعد هم از اونجايی که تازه درست کردن ماکارونی با چيز و ياد گرفتم برا خودم يکمي ماکارونی و چيز درست کردم و بعد هم نشستم و يه کمی سريال نگاه کردم؛ميدونيد تو اين سرياله جريان يه دختر مسلمونه که ميخواد با يه پسر مسيحی ازدواج کنه ولی مامانش اينا نميذارند آخر سری با یه مسلمون که فامیلش و خیلی دوسش داره ازدواج میکنه و بعد خلاصه ماجرا به اینجا میکشه که طلاق میگیرند و ۳ طلاقه میکنند؛ بعد پسره از دوباره میخواد که باش ازدواج کنه که میگن تو اسلام وقتی که یکی سه طلاقه میکنه اگه دوباره بخواد با همونی که قبلا باش زن و شوهر بوده ازدواج کنه باید قبلش زنه با یکی دیگه ازدواج کنه؛تو اين فيلمه هم مرده بعد از اينکه از طلاق زنش پشيمون ميشه به يکی ميگه که برا يک روز با زنش ازدواج کنه و .....
من که موندم اصلا این چه رسم بیخودیهکه اينها هم بش عمل ميکنن.
راستی گروپ اکباتان و بيمه هم بامب ميل شده و حسابی در خطره!!!!
خوب من ديگه برم!
موفق هستيد.
+ Persian Girl ; ۱٢:٤٢ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٧ امرداد ،۱۳۸۱
comment نظرات ()