یک دختر ایرانی

امروز

سلام
امروز هم مثل هميشه ساعت ۳ از خواب بلند شدم ولی ديشب خواب انار ديدم و الان هم بدجوری هوس انار کردم؛بعد که بلند شدم يه دوش گرفتم و اينا بعد خودم یه عالمه بزرگ درست کردم و رفتم ببينم که اپليکيشنهام چی شدند؛اول با مامانم رفتم کوست ....و اپليکيشن و پس دادم و بعد از اون هم رفتيم دلتاکو که ببينم چی سر اپليکيشنم اومده که گفتند بام تماس خواهند گرفت؛بعد از اون رفتیم ورهس که بم گفتند باید تجربه داشته باشم که من هم نداشتم.
یکی از دوستامون یکشنبه پارتی داره و از مامانم خواسته که مامانم براش شعله زردش و درست کنه برای همین هم امروز یکی از دوستای ایرانیمون اومده بود خونمون که به مامانم کمک کنه؛بقیش و میخوام بنویسم که این برادر مزاحم ۱۰ساله ی فنگله من اینجا وایساده و هی داره من و اذیت میکنه برای همین بقیش و بعدا مینویسم.
+ Persian Girl ; ٧:٥٥ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٩ امرداد ،۱۳۸۱
comment نظرات ()