یک دختر ایرانی

کشک بادمجون

سلام
خوب بذارين ببينم بعد از اينکه آفلاين رفتم چه خبر شد؛اول که مامانم اينا نشستن و شعله زرد و کشک بادمجونشون و درست کردند؛ميدونيد خيلی باحاله اين پارتيه آخه همه جور آدمی قراره بياد؛ اينها هم برای همين قراره که مشروب و آبجو رو با شعله زرد و کشک بادمجون سرو کنند؛خلاصه بعد از اينکه مامانم اينا کارشون تموم شد يه عالمه اين غذاها خوشگل شدند ولی من کشک بادمجون دوست ندارم؛اصلا بادمجون حالم و به هم ميزنه!
بعد از اون هم طبق معمول کمی رقصيدم و بعد هم تلويزيون؛بعد که اومدم آنلاين کلی پسر داييم و اذيت کردم و باش قرار گذاشتم و آخرش هم بش گفتم که کيم؛بعد هم دختر عمم اينها آنلاين بودند که دختر عمم گفت که کنکور قبول شده ولی رتبش به پزشکی نميرسه همينطور هم دختر داييم؛عجب ما فاميل هوشمندی داريما!!!!بعد هم که اومدم اينجا.
ميدونيد يه مشکلی تو يکی از گروپهايی که توشون عضوم پيش اومده؛اونم اينه که هيچکی نميتونه مسيج بذاره؛حتی owner و moderator هم نميتونند که مسيج بذارندکسی ميدونه که چی کار بايد بکنند؟
راستی امروز نماز نخوندم؛اینم نماز خوندن من ۲ روز نماز خوندم و بعد...
آخه یکی نیست بم بگه وقتی که تو قبولش نداری چرا میکنی؟؟اومدیم سمیرا بت گفت برو یکی و بکن تو باید بری بکنی؟؟؟!!!نمیشه که!
خوب نميخوام زياد وراجی کنم پس
عزت زياد.
+ Persian Girl ; ۱٢:٥٢ ‎ب.ظ ; شنبه ۱٩ امرداد ،۱۳۸۱
comment نظرات ()