یک دختر ایرانی

زخمهای من خوب شد

سلام
ميدونی الان يه ايميل از اون داشتم؛بم گفته بود که نفهميده من چی گفتم؛حالا که اون نميفهمه من چی دارم ميگم پس من هم اصلا اهميت نميدم که اون چی دلش ميخواد فکر کنه؛به من چه؛من اينم که هستم؛ولی ديگه اونجا نمينويسم چون پر از درد شده؛منم آدمی نيستم که هی بخوام زخمهام و ببينم ؛اون وبلاگ هم همش بم یه فلش میزنه که برم زخمام و ببینم؛حالا هم رو زخمهام و پوشوندن که کسی نبينه فقط بعضی اوقات روش و ور ميدارم که حواسم باشه ديگه زخمی نشم؛الان هم تو مدرسم و يه عالمه از دستش عصبانی؛انقدر عصبانی که نگو؛ميخواستم براش نامه هم بفرستم امروز ولی نميدونم که ميفرستم يا نه؛باورم نميشه!!!!!!!!!!!!!!!به من گفت که اصلا نميفهمه من چی ميگم؛ولی از اينکه صادق بود خوشم اومد؛از اينکه بالاخره فهميد که نميفهمه چی ميگم خوشم اومد؛از اينکه زخمی شدم خوشم اومد چون زخم من يه مرهم برا زخمهای اون ميشه ؛زخمهايی که نميدونست مرهمش و از کی غير از من بايد بگيره.
به هر حال باز هم ميخوام خودم بشم؛همون که بودم؛از همين الان هم شروع ميکنم؛همين الان هم شروع ميکنم به چرت و پرت گفتن:
امروز صبح پياده اومدم مدرسه و اون هم کافی نبود چون بايد برای زنگ ورزش هم ميدويديم؛بعد از اون هم کلاسها طبق معمول گذشتند؛غير از اينکه امروز يه پپرالي مسخره داشتيم؛يعنی اولين پپرالی در طول سال بود؛امروز دو تا تست هم داشتم؛سر کلاس علوم هم وقتی داشتم ميگفتم که من از برادر يکی بدم مياد جمله من اينطوری بود: آی هيت هيز برادر
بعد جمله ای که يکی از بچه ها فکر کرد من گفتم اينطوری بود: آی هيت هيز باد
از اونجايی که باد هم بسيار معنيه بدی دارم کل کلاس هواسشون رفت به باد يارو و کلی خنديدن و اين من بودم که هی سرخ و بنفش شدم و هی داد ميزدم که بابا من گفتم برادر و نه باد فقط يه اشتباه لپی بوده؛حالا بيا و درستش کن؛الان هم تو مدرسم و بقيش و وقتی که رسيدم خونه و شب شد مينويسم.
فکر کردی من خيلی زخمی شدم؛آره دردم اومد خيلی هم دردم اومد ولی من زود خوب ميشم ؛به هر حال اين من هستم باز هم خودم شدم؛بدون درد.توی اين بدون درد شدن بايد از همه کسايی که کلی بام همدردی کردن و برام تجربه های خودشون و گفتن تشکر کنم؛مخصوصا از اونی که گفته بود اينکه انقدر زود رفتم يه ضعف بزرگ بود؛تاحالا اين ضعف و کشف نکرده بودم از اينکه حالا کشفش کردم خوشحالم؛ميدونی ايندفعه بابابزرگم پيش حافظ بود وقتی که من ميخواستمش ولی يکی از کرمها يه کم سبکم کرد؛يه عالمه وزن اضافه کرده بودم که بعد از حرف زدن باش يه کم خالی شدم.
الان بی دردم؛بی درد؛سرزنده و يه آدم که يه تجربه ديگه به تجربه هاش اضافه شده؛من از تجربه های گذشته بلدم چه طوری مرحم بسازم گرچه تجربه و خطا رو قبول ندارم.
سلام يک دختر ايرانی.
+ Persian Girl ; ٢:٢٩ ‎ق.ظ ; شنبه ۳٠ شهریور ،۱۳۸۱
comment نظرات ()