یک دختر ایرانی

موفقييت

سلام
امروز صبح که از خواب بلند شدم ,اومدم تو حال بعد حواسم نبود به بابام سلام کردم, بعد هم سلامم و پس گرفتم. بعد برادرم ازم پرسيد که فلانی آنلاين يا نه و من سرش داد کشيدم و گفتم نه و .....؛بعد بابام من و دعوا کرد, سر اون هم داد کشيدم و بابام عصبانی شد و اومد پريز کامپيوتر و کشيد.من رفتم تو اتاق و دنبال نوار دکتر آزمنديان گشتم تا چند تا از قسمتهاش و بلند کنم که بابام هم بشنوه , قبلش چک کردم که ببينم کدوم قسمت نوار ,به محض اينکه روشنش کردم اون قسمتی که ميگه" چرا اعصاب خودت و داغون ميکنی؟برو بابا ...." منم با خودم گفتم برو بابابعد نوار و آماده کردم و رفتم که مثلا صبحانه بخورم, نوار رو هم بلند کردم که صداش تا حال برسه.خلاصه همه چيز به خوبی و خوشی تموم شد.؛ من هم تصميم گرفتم که از اين به بعد از اينجا به عنوان دفتر ثبت موفقييت هايم هم استفاده کنم.عکس زير هم يه طورايی به موفقييت ربط داشت برا همين اينجا گذاشتمش.

+ Persian Girl ; ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۳ تیر ،۱۳۸۱
comment نظرات ()