یک دختر ایرانی

يه چيز تکراری

سلام
يه عالمه نوشتم, ,ولی همش پاک شد,حالا از دوباره مينويسم و اميدوارم که هيچی و جا نندازم.
امروز مثل هميشه ساعت ۲ از خواب بلند شدم, دوش گرفتم و صبونه خوردم و اومدم آنلاين.
بعد pm ها را چک کردم ؛يکی برام يه pm گذاشته بود که اين چه وبلاگ شتی که من مينويسم؛من قبلا گفتم باز هم ميگم که من اينجا مينويسم چون ميخوام که خاطراتم و چيزايی که دوست دارم و دوست ندارم و احساساتم و يه جايی بنويسم؛ و خدايی اصلا برام مهم نيست که کسی بخونه يا نه چون برا دل خودم مينويسم. ولی از حرفی که اين عزيز زد خوشم نيومد چون وقتی کسی به انديشه ها و احساسات يکی ميگه شت مثل اين ميمونه که به خود اون شخص بگه شت و چيزايی که من اينجا مينويسم چيزی نيست جز انديشه ها و احساسات من.
به اميد اون روز که برای همديگه و برای خودمون ارزش قايل شيم.
+ Persian Girl ; ۳:۳٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٤ تیر ،۱۳۸۱
comment نظرات ()