یک دختر ایرانی

مهمون

سلام
امروز بعد از اينکه رفتم آفلاين ؛رفتم که مثلا يه کم بخوابم ولی مهمون اومد و مهمونه هم با من کار داشت؛ يعنی ميخواست يه آگهی بزنه اومده بود که من (چون فکر ميکنن که زيادی با سليقم)نظر بدم راجبش و درواقع کلا کاراش و انجام بدم؛ این دوستای ما واقعا فکر میکنن که من انده سلیقم؛بیچاره ها نمیدونن که از چه بیسلیقه ای نظر میخوان؛میدونید از آدمایی که خیلی خودشون و میگیرن اصلا خوشم نمیاد؛اینا هم که اصلا میخوان ۲ کلمه حرف بزنن هزار تا قر میریزن(هم زنه هم شوهره) یعنی خیلی اوایی هستن؛ به هر حال از اينا که بگذريم بعد از اينکه اينا رفتند ؛رفتم که بدوم سر راه يکی از همکلاسيهام و ديدم؛ بعد هم اومدم خونه و اومدم آنلاين؛ يکی از دوستام بعد از يه مدت نسبتا طولانی برام يه آفلاين زده ميگه چرا آن نيستی؟؟؟؟!!!فکر کرده من واقعا بيکارم که ۲۴ ساعته آن باشم.
خوب ديگه من برم ببينم اين سايترو بالاخره چيکار ميکنم.
خوش باشيد.
+ Persian Girl ; ٦:٢۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٦ تیر ،۱۳۸۱
comment نظرات ()