یک دختر ایرانی

حافظ

سلام
از شعر زیر خیلی خوشم میاد اینجا میذارمش:

تو همچو صبحي و من شمع خلوت سـحرم
تبسمي کن و جان بين که چون همي‌سپرم

چنين که در دل من داغ زلف سرکش توست
بنـفـشـه زار شود تربتـم چو درگذرم

بر آسـتان مرادت گشاده‌ام در چـشـم
کـه يک نظر فکني خود فکندي از نـظرم

چـه شکر گويمت اي خيل غم عفاک الله
کـه روز بي‌کسي آخر نـمي‌روي ز سرم

غـلام مردم چشمـم کـه با سياه دلي
هزار قـطره بـبارد چو درد دل شـمرم

بـه هر نـظر بت ما جلوه مي‌کند ليکـن
کـس اين کرشمه نبيند که من همي‌نگرم

بـه خاک حافـظ اگر يار بـگذرد چون باد
ز شوق در دل آن تنـگـنا کـفـن بدرم
+ Persian Girl ; ٦:٤٦ ‎ق.ظ ; جمعه ٧ تیر ،۱۳۸۱
comment نظرات ()