یک دختر ایرانی

دوست من

سلام
حالا بذارين از مشکل دوستم بتون بگم:
دوست من يه دوست پسر داشت؛خيلی دوسش داشت و خيلی هم رابطشون خوب بود؛بعد يه روز رفتن بيرون و بعد پسره باش به هم زد؛ اين مال ۴ ماه پيش؛تو اين ۴ ماه دوست من يه عالمه عوض شد.
تو اين مدت خيليا به دوست پسره اون زنگ زدن و اون فقط ميگفت که وقت نداره و يا يه حرفايی ميزد که اصلا ما نميتونستيم بفهميم چه ربطی داره؛حالا معلوم شد که يکی از دوستای پسره به پسره گفته که دوست من بش نارو زده و داره با يه پسره ميره بيرون(در صورتی که اينجوری نبود و فقط با هم دوست بودن) ولی پسره باور نکرده بود تا اينکه يکی از دوستای صميميه دوستم زنگ ميزنه بش و برا تولدش دعوتش ميکنه و پسره ازش میپرسه که از دوست پسرای قبلی دوست من کيا اونجان؟و دوست صميميه دوست من بش ميگه دوست پسره ديگه دوست من هم داره مياد؛ در صورتی که اينطور نبوده و همه اينا يه جور نيرنگ بوده که دوست من ديگه با اون پسره حرف نزنه و همه اينا گذشت و حالا کلمه به کلمه حرفای پسره معنی پيدا ميکنه؛ و مشخص شده که پسره باش به هم زده چون فکر کرده که دختره ۲ بار روش چيت کرده.
البته اين کل ماجرا نيست؛ خيلی پيچيده تر از اين بود و من ديگه حوصله نداشتم که کلش و بنوسم.

موفق باشيد.
+ Persian Girl ; ۸:۳٦ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٢ تیر ،۱۳۸۱
comment نظرات ()