یک دختر ایرانی

يادته

سلام
هميين الان ميل دوستم(همونی که همش برام شعر ميگه) به دستم رسيد؛ اين دفعه برام از خودش يه شعر گفته که مثل هميشه اينجا ميذارمش:

يادته روزی که رفتی
درای قلبت و بستی

يادته عشقت و بردی
يادته من و شکستی

يادته گريه نکردم
يادته خيره نشستم

اينارو ميگم بدونی
که هنوز عاشقت هستم

يادته پنجره باز شد
يادته خورشيد سياه شد

آرزوی موندن تو
يادته ديگه تباه شد

يادته ابرا باريدن
رفتنت و چونکه ديدن

یادته حتی گلامون
صدای پات و شنیدن

یادته سروا نشستن
ماهی ها هم دیگه خستن

گلدونای اونور آب
چونکه هستی دیگه مستن

یادته اشکای یاسا
گریه ها و التماسا

اینا شد توشه راهت
ولی رفتی با اون برق نگاهت


از این شعرش خیلی خوشم اومد؛ ميگم من اين دوستم و خيلی دوست دارم؛دلم هم براش نصف يه ذره شده.اگر شما يه همچين دوستی داشتيد چی کار ميکرديد؟
راستی الان من يه نگاه به اين وبلاگ انداختم ديدم که اون عکس که برای ۴ جولای گذاشته بودم وا نميشه( تا ديروز وا ميشد)loooooooooooo0o0o0o0o0o0o0o0o0o0o0o0o0o0ooooooooooool
خوب ديگه زحمت و کم کنم.
+ Persian Girl ; ٢:٥٢ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱٦ تیر ،۱۳۸۱
comment نظرات ()