یک دختر ایرانی

امروز , جمعه

سلام
امروز ساعت ۹ از خواب بيدار شدم ,مهمون داشتيم.الان هم مهمون داريم .دوست دارم از حالا تکليفم و از نوشتن در اينجا معلوم کنم ,من قبلا دفتر داشتم ,يعنی از هر چی خوشم ميومد تو دفترم مينوشتم به اضافه خاطراتم.ولی اون دفتر و همه ميتونستند بخونند و من اين و دوست ندارم ,وقتی اينجا می نويسم اگر هم کسی بخونه اينها را برام مهم نيست چون من و که نميشناسه پس عيب نداره .علاوه بر اين دفترا رو ممکن بود که گم کنم ولی اينجا رو گم نميکنم.
خوب اينم از هدفم از نوشتن در اينجا.
خوش باشيد.
+ Persian Girl ; ۱٠:۱۳ ‎ب.ظ ; جمعه ۳۱ خرداد ،۱۳۸۱
comment نظرات ()