یک دختر ایرانی

درد دل

سلام
امروز بعد از اينکه رفتم آفلاين يه نامه برامون اومد؛ فقط اين و ميگم که اين نامه به قدری بد بود و خبر بد توش داشت که وقتی بابام داشت با وکيلش حرف ميزد بغض کرده بود (نامه يه چيز حقوقی بود)؛ ميدونيد بعد بابام طوری رفتار کرد که مثلا نميخواد ما رو هم ناراحت کنه و به طرز خيلی وحشتناکی مهربون شده بود؛ طوری که حس کردم واقعا بدون بابام من خواهم مرد.این خبر ممکنه یه جورایی باعث شه که ما برگردیم ایران.
بعد از اون خبر بد من رفتم تو اتاق و یه کم بیژن مرتضوی و گوش دادم(نوار جدیدش و که برا کنسرتم خوند آهنگاش و) بعد هم ميخواستم يه کم هوای آزاد بخورم و فکر کنم برای همين هم رفتم که بسکت بازی کنم و بدوم.
تا حالا شده که الکی بدون هيچ دليلی بخواين که گريه کنيد ولی گريتون نگيره؟يه همچين حالتی بم دست داد؛ بعد از اينکه اومدم خونه رفتم تو اتاق و بدون اينکه لباسام و عوض کنم رفتم رو تختم و خودم و به خواب زدم.
الان هم بابام رفته دنبال مامانم؛ مامانم هنوز نميدونه که اين نامه رسيده(آخه من مامانم اينا يه ۱ ماهی هست که منتظر اين نامه هستند) اين نامه يه جورايی به مامانم مربوط ميشه؛يعنی همش به مامانم مربوط ميشه چون ما از نظر موندن در اينجا هيچ مشکلی نداريم(چون اينجا به دنيا اومديم)غير از مامانم که الان بايد برگرده ايران بعد از دادگاهش.
ميدونيد نميخوام مامانم اينا رو ناراحت کنم ولی آخه اينا فکر کردن که ما بازيچشونيم مگه؟؟؟؟؟؟؟آخه ميدونيد ما قبلا هم اينجا بوديم ولی وقتی که من ۶ سالم شد برگشتيم يعنی اصلا لطمه ای به زندگيم و آيندم وارد نشد؛ ولی الان من اگر برگردم ايران بايد تو کلاسی درس بخونم که سال پيش دوستام داشتن درس ميخوندن؛ من اينجا هيچ کدوم از درسايی که تو ايران ميخونن و نخوندم؛ يعنی هم من و هم برادرم هر دو تامون بايد سال قبل و بخونيم اگر برگرديم ايران؛ اگر هم برنگرديم که باز بدتر ؛بابای من چه جوری ميخواد که ما رو تنها نگه داره؟من برادرم انقدر به مامانم وابسته است که شبا تا مامانم دست رو کمرش نذاره خوابش نميبره؛من که بازيچه دست اينا نيستم که هی هر کاری ميخوان بکنن.
ميدونيد الان وحشتناک دلم گرفته؛ نميدونم چی کار کنم؛ هنوز هيچی معلوم نيست ولی ...
ميدونيد دوست داشتم احساس نداشتم؛ تا حالا طعم ديوونه بودن و چشيدين؟؟؟؟
بعضی اوقات دوست دارم که دیوونه بودم یا اصلا آدم نبودم؛ ولی بعد ؛خيلی زود پشيمون ميشم ؛چون فکر ميکنم لذت انسان بودن و فهميدن و درک کردن قشنگه؛ حتی گريه کردن هم قشنگه و لذت داره چون قسمتی از زنده بودن و زندگی کردنه .
تا بعد
+ Persian Girl ; ٦:٤۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۸ تیر ،۱۳۸۱
comment نظرات ()