یک دختر ایرانی

امروز بعد از يه مدت نسبتا طولاني

سلام
بالاخره بعد از يه مدت دوباره ميتونم بنويسم؛ ميگم اعصابم از اين پرشين بلاگ ولی داغون شد چون حتی بعد از ۳ يا ۴ بار نامه نوشتن جوابم و ندادالبته اين شکل و به توان ۱۰۰ برسونيد چون ترسيدم جا کم بيارم اينطوری گذاشتمش.
خوب ؛ تو اين مدت اتفاقات زيادی افتاد که متاسفانه الان بيشترشون يادم رفته برا همين فقط از پريروز که يادم مونده مينويسم؛ پريروز با دوستم نشستيم شايد برا ۱۰۰۰ بار قرمز و نگاه کرديم و بعد هم رفتيم مال بعد هم رقصيديم و زديم و *وشعر گفتيم و شب شد و دوستم رفت خونشون و بعد از اون هم من يه کم رفتم آنلاين و بعد هم که منم خوابيدم.
.............................................................................................................
فرداش که شنبه بود رفتم سر کار مامانم که مثلا براشون سايتشون و درست کنم ولی خيلی خسته کننده بود و منم ياهو مسنجر و دانلود کردم و رفتم با دوستام چتيدم و کشف کردم که يکی از دوستام که خيلی دوسش دارماينوبلاگ و داره و خلاصه بعد از يه مدت نسبتا طولانی کلی گپ زديم و گل گفتيم و شنيديم و يه عالمه خبر جديد شده بود که شنيديم و بعد هم برگشتيم خونه و قرار بود که بريم اين پرشين فستيواله که نرفتيم.
............................................................................................................
بالاخره ميرسيم به امروز که مثل هميشه صبح از خواب بلند شدم و رفتم مدرسه؛ بعد تو مدرسه ديدم بچه ها هی دارن درباره سوسک و اينا حرف ميزنن و به من نگاه ميکنن و منم هر چی نگاه کردم هيچی نديدم تا اينکه اونی که پشتم ميشينه پرسيد اون چيه کنار پات؟؟؟منم نگاه کردم گفتم هيچی. بعد گفت اونور بعد ديدم يه چيز سياه دقيقا کنار پام ايستاده؛ بعد نميدونم چرا پام و کشيدم بالا و تقريبا داد زدم ايووووووووووووووووو يعنی اهههههههههههههه؛ آخه يکی نبود بم بگه دختر ايرونی تو که از سوسک و اين چيزا که نميترسيدی اصلا تو اکباتان هميشه حداقل يک ماه آدم بايد سوسکا رو تحمل کنه؛ به هر حال کلی عصبانی شدم از خودم بعد هم با دوستم و خاله دوستم اومدم خونه و پشت در موندم چون بابا جان هم رفته بود دنبال من؛ به هر حال بعد از اون اومدم خونه و رفتم آنلاين بعد عصيان آنلاين بود و بعد گفت که ميتونه همين قالب و برای بلاگر درست کنه که ازش ممنون؛ بعد هم يکی زنگ زد و من آفلاين شدم چون وقتی يکی زنگ ميزنه من ديسکانکت ميشم.الانم که اينجا هستم.
برای همتون آرزوی موفقيت ميکنم.
+ Persian Girl ; ۱:٥٦ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱ امرداد ،۱۳۸۱
comment نظرات ()